آخرین اخبار
کد مطلب: 229934
چرا مردم آمار اشتغال و بيکاري را باور ندارند؟/ بيکاراني که در آمار رسمي شاغلند!
تاریخ انتشار : 1395/10/23 09:14:39
نمایش : 85
علت تفاوت آمار اشتغالزايي دولت با واقعيات جامعه را بايد در نحوه آمارگيري مرکز آمار دانست. در گزارش‌هاي مرکز آمار، سربازان، کارآموزان، محصلان داراي کار پاره‌وقت و کارکنان فاميلي، شاغل محسوب مي‌شوند.
به گزارش کوهرنگ خبر به نقل از شبکه اطلاع رساني راه دانا؛  بدون ترديد مهمترين مشکل نظام آماري در ايران، عدم باورپذيري آنها از سوي مردم است؛ اين مشکل در بخش اقتصاد بيش از همه به چشم مي‌آيد.


به عنوان مثال، در حالي که دولت يازدهم مدعي است در سال جاري 1.5 ميليون شغل (بنابر اعلام وزير اقتصاد و مرکز آمار) ايجاد کرده و سطح اشتغال را به بالاترين رقم خود در سال‌هاي اخير رسانده، مردم عادي از خود مي‌پرسند اين مشاغل از کجا آمده است؟ فعالان اقتصادي نيز در صحت آمار اشتغالزايي، ترديد کرده‌اند زيرا از تداوم رکود و کسادي بازار سخن مي‌گويند.

با اين حال، مسئولان ارشد دولت يازدهم همچنان بر آمار اشتغالزايي بي سابقه خود اصرار دارند.

علت تفاوت آمار اشتغالزايي دولت با واقعيات جامعه را بايد در نحوه آمارگيري مرکز آمار دانست.

مرکز آمار در گزارش‌هاي خود اساسا افرادي را شاغل محاسبه مي‌کند که مردم آنها را شاغل نمي دانند.

در گزارش‌هاي مرکز آمار، علاوه بر افرادي که استخدام رسمي يا قراردادي شرکت‌ها و دستگاه‌ها هستند و افراد خوداشتغال، کارآفرين و کارگران، گروه‌هاي زير هم شاغل محسوب مي‌شوند:

1.     افرادي که بدون دريافت مزد براي يکى از اعضاي خانوار خود که با وي نسبت خويشاوندي دارند کار مي‌کنند (کارکنان فاميلى بدون مزد).

2.     کارآموزانى که در دوره کارآموزي فعاليتى در ارتباط با فعاليت مؤسسه محل کارآموزي انجام مي‌دهند، يعنى مستقيماً در توليد کالا يا  خدمات سهيم هستند و فعاليت آنها "کار" محسوب مي‌شود.

3.     محصلانى که در هفته‌ي مرجع مطابق تعريف، کار کرده‌اند.  

4.     تمام افرادي که در نيروهاي مسلح به صورت کادر دائم يا موقت خدمت مي‌کنند (نيروهاي مسلح پرسنل کادر و سربازان، درجه‌داران،  افسران وظيفه نيروهاي نظامى و انتظامى).

 اين نحوه محاسبه اشتغال با واقعيات جامعه و تعريفي که مردم از شاغل و بيکار دارند، کاملا متفاوت است.

مثلا مرکز آمار در حالي افرادي که بدون دريافت مزد براي يکى از اعضاي خانوار خود که با وي نسبت خويشاوندي دارند کار مي‌کنند را شاغل به حساب مي‌آورد؛ که در واقع اين افراد، بيکارند. اينکه جواني از سر ناچاري و نيافتن شغل، نزد پدر خود کار کند؛ مطمئنا به معناي شاغل شدن او نيست و خانواده وي نيز چنين اعتقادي ندارد. هم‌اکنون صدها هزار نفر از جوانان کشور پس از فارغ‌التحصيلي به علت نيافتن کار مناسب، پيش پدر يا يکي از اقوام مي‌روند و روز خود را شب مي‌کنند و حقوقي هم دريافت نمي‌کنند، بنابراين اين افراد را نبايد شاغل دانست. با اين حال، در گزارش‌هاي مرکز آمار اين دسته افراد، شاغل دانسته مي‌شوند که قطعا نادرست است.

 همچنين مشخص نيست مرکز آمار چرا کارآموزانى که در دوره کارآموزي فعاليتى در ارتباط با فعاليت مؤسسه محل کارآموزي انجام مي‌دهند را شاغل دانسته است. اين در حالي است که اين دسته از افراد همانطور که از نامشان  مشخص است، براي کارآموزي در موسسه‌اي ثبت‌نام کرده و درآنجا دوره آموزشي مي‌بينند و طبيعتا با پايان دوره، بايد وارد بازار کار شده و دنبال شغل بگردند. بنابراين چطور اين افراد را شاغل محاسبه مي‌کنند؟

همين مسئله درباره محصلان نيز صدق مي‌کند. در گزارش‌هاي مرکز آمار محصلاني که يک هفته قبل از هفته آمارگيري، حداقل يک ساعت کار کرده‌اند، شاغل محسوب مي‌شوند. اين در حالي است که محصلان به علت تحصيل، نمي‌توانند شغل تمام‌وقت داشته باشند و معمولا پاره‌وقت مشغول مي‌شوند. خود آنها نيز خودشان را شاغل نمي‌دانند و پس از فراغت از تحصيل به دنبال شغل تمام‌وقت خواهند رفت؛ اما در محاسبات مرکز آمار به آنها شاغل مي‌گويند.

عجيب‌ترين محاسبه مرکز آمار را در شاغل دانستن سربازان بايد دانست. براساس آخرين آمارهاي اعلام شده سالانه نزديک به 400 هزار نفر در کشور به خدمت وظيفه عمومي اعزام مي شوند. با توجه به دوساله بودن سربازي، معمولا در هر مقطع زماني حدود 800 هزار نفر در خدمت سربازي هستند  و مرکز آمار اين افراد را شاغل حساب مي‌کند، يعني سربازي را شغل مي‌داند. اين در شرايطي است که يک سرباز پس از پايان دوره، تازه بايد دنبال کار بگردد و هيچ آدم عاقلي، سربازي را شغل نمي‌داند.
 چرا مردم آمار اشتغال و بيکاري را باور ندارند؟/ بيکاراني که در آمار رسمي شاغلند!///لطفي


علاوه بر ليست فوق، در گزارش‌هاي مرکز آمار، دانشجويان نه جزو شاغلانند و نه جزو بيکاران، بلکه جزو جمعيت غيرفعال محسوب مي‌شوند. اين در حالي است که يکي از دغدغه‌هاي جوانان و خانوارهاي آنها، پيدا کردن کار پس از فارغ‌التحصيلي دانشجو است. يعني در ذهن خانوارهاي کشور، جوانان دانشجو، بيکار بالقوه محسوب مي‌شوند. آمار دانشجويان کشور 5-4 ميليون نفر است.

همچنين اشتغال ناقص نيز در آمارهاي رسمي،‌جزو اشتغال محسوب مي‌شود. افراد داراي اشتغال ناقص   شامل تمام شاغلانى است که در هفته مرجع، حاضر در سر کار يا غايب موقت از محل کار بوده، به دلايل اقتصادي نظير رکود کاري، پيدا نکردن کار با ساعت کار بيشتر، قرار داشتن در فصل غيرکاري و... کمتر از ٤٤ ساعت کار کرده، خواهان و آماده براي انجام کار اضافى در هفته مرجع بوده اند.

هم‌اکنون نزديک به 10 درصد جمعيت فعال کشور، جزو اشتغال ناقصند اما در آمارهاي رسمي جزو شاغلان مي‌آيد. بنابراين براي تحليل درست بايد جمعيت اشتغال ناقص را کل جمعيت شاغل، کسر کرد. زيرا چنين افرادي، خود را داراي شغل نمي‌دانند و از سر ناچاري به مشاغل کاذب و پاره‌وقت روي آورده‌اند.

به گزارش مشرق، با توجه به واقعيات فوق، زماني که مسئولان دولتي از ايجاد 1.5 ميليون شغل در نيمه اول امسال سخن مي‌گويند، بايد توضيح دهند که اين 1.5 ميليون در مشاغل واقعي بوده يا مشاغل کاذب و ناقص؟ تنها زماني مي‌توان آمار اشتغالزايي دولت را مورد تقدير داد که اين 1.5 ميليون نفر به استخدام رسمي و قراردادي دولت و بخش‌هاي عمومي و خصوصي در آمده باشند که واقعيات نشان مي‌دهد اينطور نيست.

انتهاي پيام/
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
یادداشت ها
شهدای کوهرنگ
شهدای کوهرنگ
اخبار سیاسی
سایتهای مرتبط
رهبري

يايگاه اطلاع رساني رئيس جمهوري

فرمانداري کوهرنگ

اوقات شرعی