آخرین اخبار
کد مطلب: 229931
يادداشت/
حسين شريعتمداري؛ بن بست فاصله گرفتن از آرمان هاي انقلاب
تاریخ انتشار : 1395/10/22 07:39:10
نمایش : 73
پيش از اين در يادداشتي با عنوان «اين خطر جدي است» به شواهدي اشاره کرده بوديم که نشان مي‌داد ناکامي‌هاي پي‌در‌پي دولت يازدهم در انجام وعده‌هايي که به مردم داده و هنوز هم مي‌دهد، طبيعي به نظر نمي‌رسد و بيم آن مي‌رود که برخي از اين ناکامي‌ها در عرصه‌هاي اقتصادي، سياست خارجي، حفظ حرمت ايرانيان در مجامع بين‌المللي و رسيدگي به امور محرومان و مستضعفان، عمدي باشد.
به گزارش کوهرنگ خبر؛ حسين شريعتمداري در روزنامه کيهان نوشت:

اين احتمال وجود دارد که کساني - خداي ناخواسته - به دنبال آن باشند با آوار کردن انبوهي از مشکلات بر سر مردم، آنان را نسبت به کارآمدي نسخه انقلاب دچار ترديد کنند و در همان حال براي خروج از بن‌بست‌هاي خود ساخته، تن دادن به سازش با آمريکا و دست کشيدن از آرمان‌هاي انقلابي و اسلامي و ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي خودي را آدرس بدهند!
اين برداشت اگرچه ممکن است در نگاه اول بدبينانه تلقي شود و کساني به ملامت ابرو درهم بکشند که اين چه احتمال ناروايي است؟! ولي متاسفانه شواهدي در دست است که اين احتمال را - لااقل در حد و اندازه يک احتمال - قوت مي‌بخشد و از اين روي نمي‌توان و نبايد از کنار آن به آساني عبور کرد و خطر پيش‌روي را ولو در حد يک احتمال، ناديده گرفت. دراين‌باره شواهدي هست که مروري گذرا بر شماري از آنها، نشان مي‌دهد يک جريان مرموز و خزنده در کانون‌ها و مراکز «تصميم‌ساز» و بعضا «تصميم‌گير» نظام نه فقط در مسير حل مشکلات موجود سنگ‌اندازي مي‌کند، بلکه در برخي از موارد به گونه‌اي آشکار از سامان يافتن شماري از نابساماني‌هاي موجود جلوگيري نيز مي‌کند. بخوانيد!
1- دولت محترم اگرچه در شعار بر ضرورت انتقاد و نقش حياتي آن در اصلاح امور و پيشگيري از خطاهاي احتمالي تأکيد مي‌کند تا آنجا که از بستن دهان منتقدان به خدا پناه مي‌برد ولي در عمل کمترين و کوچک‌ترين انتقادها را برنمي‌تابد و منتقدان را بي‌آن که به موضوع انتقاد آنان توجهي کند، با انواع تهمت‌ها و ناسزاها مي‌نوازد! نظير؛ بي‌سواد، بي‌شناسنامه، مزدور، کاسب تحريم، جيب‌بر، غوطه‌ور در فساد، خرابکار، عقب‌مانده، تازه به دوران رسيده، انقلابي نفهم، يک مشت لات، هوچي‌باز و...! اين حجم انبوه از ناسزاگويي به منتقدان، طبيعي به نظر نمي‌رسد و به اين ترديد دامن مي‌زند که کساني در کسوت نزديکان و مشاوران و يا در پست‌هاي کليدي ديگر، اصرار دارند با ارائه اطلاعات غلط به مسئولان بلندپايه نظام، اجازه ندهند صداي منتقدان به گوش آنان برسد تا حرکت در بيراهه‌اي که پيش گرفته‌اند ادامه يابد و از سوي ديگر، جرأت و جسارت انتقاد از منتقدان دلسوز گرفته شود. اکنون سؤال اين است که آيا همه منتقدان دچار اشتباه هستند؟ آنهم اشتباه بزرگي که شايسته ناسزاهاي مورد اشاره باشد؟ پاسخ به يقين منفي است. و اين برخورد غير از ادامه حرکت در يک مسير غلط و رسيدن به بن‌بست نمي‌تواند نتيجه ديگري داشته باشد؟ از اين روي بايد نگران بود که جريان خزنده ياد شده در بن‌بست‌هاي خود‌ساخته، کدام خروجي را جستجو مي‌کند؟!
2- جريان خزنده ياد شده به گونه‌اي سؤال‌برانگيز اصرار دارد که از يکسو نظام اسلامي ايران و مردم اين مرز و بوم را در مقابل دشمنان بيروني و مخصوصاً آمريکا و متحدانش تحقير کرده و آنان را ضعيف و به شدت آسيب‌پذير معرفي کند، و از سوي ديگر توانمندي‌ها و ظرفيت‌هاي داخلي را ناچيز و غير قابل تکيه جلوه دهد.
به اين گزاره‌ها توجه کنيد؛
✔ «اگر برجام نبود، حداکثر مي‌توانستيم حقوق کارمندانمان را بدهيم»!
✔ «بايد توافق انجام شود، تا مشکل رکود و اشتغال و توليد و آلودگي هوا و آب خوردن مردم حل شود»!
✔ «ما بايد همراه شويم، نمي‌توانيم در مقابل قدرت‌هاي بزرگ بايستيم، آنهم با شعارهايي که گاهي هم توخالي است»!
✔ «مثل فوتبال که مربي خارجي وارد مي‌کنيم، بايد براي توسعه بازارهاي صادراتي هم از خارج مدير وارد کنيم»!
✔  «نامه محرمانه به امام نوشتم که بدون رابطه با آمريکا نمي‌شود ادامه داد»!
✔ «بگذاريد با خود رو راست باشيم، ما بجز پخت آبگوشت بزباش و قورمه‌سبزي در هيچ تکنولوژي صنعتي نسبت به جهان برتري نداريم»!
... و ده‌ها نمونه ديگر که فهرست آن هم به درازا مي‌کشد و از حوصله اين نوشته محدود بيرون است.
اکنون خودتان نظر بدهيد که دشمنان بيروني با دريافت اين پيام‌ها از مسئولان اجرايي کشورمان چه قضاوتي درباره ما خواهند داشت؟ و چه برخوردي را عليه جمهوري اسلامي ايران و مردم آن در پيش خواهند گرفت؟!  آيا ايران را کشوري ضعيف، تحقير شده، به شدت آسيب‌پذير و آماده براي بلعيدن تلقي نخواهند کرد؟!  آنچه از نظرتان گذشت، سخنان فلان کارمند جزء و ديگر افراد عادي نيست، اظهارات مسئولان بلندپايه اجرايي است از رئيس قوه اجرائيه گرفته تا فلان وزير و فلان معاون و فلان مشاور برجسته ايشان! حالا به راديو فرانسه حق نمي‌دهيد که اعلام کند «ارزيابي غرب از وضعيت کنوني دولت روحاني، تعامل با فروشنده بدهکار و مشتاقي است که خود را ناگزير از فروش حقوق ملي کشورش مي‌بيند»! و به غربي‌ها توصيه کند که «اگر خريدار (غرب) صبور باشد، فروشنده (يعني دولت جمهوري اسلامي ايران) قيمت فروش را پايين‌تر خواهد آورد»؟! و باز هم قضاوت کنيد که وقتي جوانان و مخصوصا طيف دانشجويان و دانش‌آموختگان ايراني با اين تصوير فلاکت‌بار از کشورمان روبرو شوند، اميد خود را به آينده از دست نمي‌دهند؟ و آيا به اين فکر نمي‌افتند که از کشور خارج شده و دانسته‌ها و تخصص‌هاي خود را در اختيار بيگانگان بگذارند؟!
3- دولت بعد از آن که راه طي شده را بي‌دستاورد و خسارت‌آفرين مي‌بيند به طور طبيعي و منطقي بايد از ادامه آن خودداري کند  و راهکارهاي ديگري برگزيند. ولي جريان خزنده ياد شده به گونه‌اي تعجب‌آور و سؤال‌برانگيز، حتي بعد از شکست و ناکامي در مسيري که پيش گرفته بود، بر ادامه آن اصرار مي‌ورزد که ماجراي بد‌فرجام و خسارت‌آفرين برجام بارزترين‌ نمونه آن است. ادعا شده بود که حل همه مشکلات، حتي آب خوردن مردم نيز به توافق هسته‌اي ارتباط دارد و نزديک به 3 سال تقريبا همه دولت را به وزارت خارجه تبديل کرده و دستور کار آن را در توافق هسته‌اي خلاصه کردند، بعد از توافق از آن با عنوان آفتاب تابان! فتح‌الفتوح! بزرگترين معجزه قرن! تسليم قدرت‌هاي بزرگ در مقابل ايران! فتحي بزرگتر از فتح خرمشهر! و... ياد کردند و حالا که معلوم شده برجام فقط خسارت محض بوده است و امکانات و بيت‌المال و حيثيت نظام را به باد داده‌اند، به جاي ابراز تأسف و پوزش از مردم و بازگشت از راهي که به بن‌بست رسيده است، کماکان بر دستاوردهاي تقريبا هيچ آن اصرار مي‌ورزند و حتي حل و فصل مسائل منطقه نظير بحران سوريه را هم در دنبال کردن الگوي برجام معرفي مي‌کنند! آيا اين اصرار شک‌برانگيز و ترديدآور نيست؟!
4- يکي از خصوصيات بارز اين جريان خزنده حمله به کانون‌ها و مراکز اقتدار نظام است و در اين ميان، قوه قضائيه، سپاه، بسيج، توان نظامي و اقتدار منطقه‌اي کشورمان آماج بيشترين حملات پيدا و نهان اين جريان مرموز است و سؤال اين است که چرا؟!  و آيا نمي‌دانند که اگر از اقتدار نظامي در داخل کشور و منطقه دست بکشيم و يا قوه قضائيه را که وظيفه مبارزه با مفسدان اقتصادي از جمله دستور کارهاي آن است، تضعيف کنيم و «سپاه را که اگر نبود کشور هم نبود» هر روز با يک انگ جديد روبرو کنيم و... نتيجه طبيعي آن تبديل کشور به يک لقمه راحت براي بلعيدن دشمنان خواهد بود؟!
5- اين جريان مرموز اصرار دارد که پيمان‌ها، قراردادها و تقريبا همه روابط خارجي و يا مسائل اقتصادي سرنوشت‌ساز را محرمانه معرفي کرده و از نگاه صاحب‌نظران دور بدارد. توافق هسته‌اي، قراردادهاي نفتي، چند و چون حقوق‌هاي نجومي، مفاسد کلان اقتصادي و ... از جمله اين موارد است و به عنوان مثال مي‌توان گفت وقتي قراردادهاي نفتي IPC  با انتقاد علمي کارشناسان روبرو شد، آنان را به روال هميشگي مورد حمله قرار دادند ولي مدتي بعد، وزارت نفت اعلام کرد که نزديک به 150 ايراد در IPC يافته و در پي رفع آن است! و يا دريافت‌ حقوق‌هاي نجومي را ابتدا انکار کردند و پس از افشاي اسناد آن، از مردم پوزش خواستند، اما مدتي بعد، مديران نجومي را ذخيره نظام ناميدند و...! دهها نمونه ديگر از اين دست که فعلا مي‌گذاريم و مي‌گذريم و شرح آن را به بعد موکول مي‌کنيم.
6- و اما، اکنون به آنچه در آغاز اين نوشته آمده بود مي‌رسيم و با طرح دو سؤال به نقطه اصلي که محل نگراني جدي است مي‌پردازيم.
اول: آيا هيچيک از موارد مورد اشاره مي‌تواند غير از ايجاد بن‌بست در مسير حرکت نظام و مشکل‌آفريني براي مردم نتيجه ديگري داشته باشد؟!
دوم: آيا مي‌توان پذيرفت که اين جريان مرموز از بن‌بست‌آفريني، تضعيف نظام و تحقير مردم در موارد ياد شده غافل بوده و از نتيجه آن بي‌خبر باشد؟
اگر پاسخ اين دو پرسش منفي است - که هست - به طور منطقي و طبيعي بايد براي اين احتمال جايي باز کرد که مبادا خداي نخواسته کساني در پوشش يک جريان خزنده و با نفوذ در برخي از مراکز تصميم‌ساز و سياست‌پرداز نظام در پي ‌آنند که مردم را زير بار انبوه مشکلات به ستوه آورند (غرق مصنوعي). اما چرا؟! پاسخ اين پرسش را مي‌توان در آدرسي که جريان مزبور هر از چندگاه به صراحت بر زبان و قلم مي‌آورد، جست‌وجو کرد؛ «سازش با آمريکا»! يعني تن دادن به ذلت بردگي براي آمريکا، دقيقا آنگونه که در دوران طاغوت تجربه شده بود و امروزه تمامي کشورهاي همراه با آمريکا در باتلاق آن دست و پا مي‌زنند. يکبار ديگر اظهارات برخي از مقامات مسئول را که در بند 2  اين يادداشت آمده است مرور کنيد. آيا نتيجه ديگري مي‌گيريد و آيا نبايد رئيس‌جمهور محترم نگاهي دقيق‌تر به مشاوران و برخي از سايه روشن‌هاي اطراف خود داشته باشند و از فتنه احتمالي ديگري پيشگيري کنند؟!
 
 
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
یادداشت ها
شهدای کوهرنگ
شهدای کوهرنگ
اخبار سیاسی
سایتهای مرتبط
رهبري

يايگاه اطلاع رساني رئيس جمهوري

فرمانداري کوهرنگ

اوقات شرعی